
اپل از جمله کمپانیهایی است که در هر دوره، یکی ازقطبهای رقابت بوده است؛ چه در دوران شکوه کامپیوترها و چه حال که یک پای رقابت قدرتمند دنیای تلفنهای هوشمند است. اما چالشی که سالها قبل، در زمان غیبت استیو جابز فقید تجربه کرد، حال دوباره به آن دچار شده است و آن، ادعای رشد و پیشرفت است اما سوالی که باید پرسید این است؛ آیا این ادعای اپل با حقیقت برابری میکند و یا تنها یک حباب بزرگ است که میلیونها مرید در سراسر جهان به آن جان بخشیدهاند؟
اپل بعد از استیو جابز
بعد از مرگ استیو جابز، سکان مدیریت اپل به جانشینی رسید که عطش زیادی به ایجاد تغییرات اصول این کمپانی داشت و او کسی نبود جز تیم کوک! البته یادگار استیو جابز یعنی جانی آیو، تنها مانعی بود که باعث میشد این تغییرات، در حفظ چهارچوبها انجام شود. اولین قدم خارج از اصول اپل جدید، ایجاد تمرکز حداکثری برروی گجتهای قابل حمل کوچک بود بنابراین آیفون، جایگزین هر محصول دیگر اپل شد.
آیفون در زمان حیات استیو جابز نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود اما سهم دیگر محصولات محفوظ مانده بود در حالی که با بزرگتر شدن ابعاد نمایشگر آیفونها، سهم دیگر محصولات اپل از جمله کامپیوترهای رومیزی، آیپاد و حتی آیپد، روز به روز کوچک و کوچکتر شد تا جایی که بعضی از این محصولات برای همیشه از لیست اپل خط خوردند!
آیفون و دیگر هیچ!
اپل اگر خورشید بود، نزدیکترین سیاره آن، قطعا آیفون بود. همانطور که گفتیم اپل یک قطب رقابت بوده و است و همین موضوع این کمپانی را ملزم به ایجاد نوآوریهای خلاقانه میکند. هر نوآوری براساس یک نیاز شکل میگیرد به طور مثال براساس شنیدهها، فلسفه خلق آیفون با کلید هوم در پایین آن، ایجاد یک محصول یک پارچه تنها با یک کلید و با کارکرد آسان بود زیرا پیش از آیفون، تمامی تلفنهای همراه مطرح مانند نوکیا، پوشیده از کلیدهای فیزیکی نه چندان ارگونومیک بودند. همچنین دیگر فکری که در پشت زبان طراحی آیفونهای استیو جابز بود، نمایشگر کوچکی بود که میبایست امکان کار کردن با یک دست را فراهم کند. اما سوالی در اینجا شکل میگیرد؛ چرا بلافاصله بعد از تغییر اصول مدیریت اپل، مهمترین محصول این کمپانی یعنی آیفون، از کادر استاندارد خود خارج شد و حتی برای کار کردن با دو دست هم بزرگتر شد؟ یکی از توجیحاتی که در پاسخ به این سوال ارائه میشود، رقابت بصری این محصول با رقبای اندرویدی خود است.
علاوهبر ظاهر غیر اصیل آیفون 6 به بعد، بحث کیفیت نیز مطرح است؛ بعد از افتضاح نرم افزار نقشه iOS 6، بزرگترین افتضاح تاریخی اپل در کیفیت ساخت بدنه آیفون 6 نمود یافت و آن خم شدن آسان بدن در برابر فشار جیب کاربران بود.
یک قدم صحیح؛ اپل واچ
همانطور که گفتیم، الزام رقابت، ایجاد نوآوری است. اپل واچ از معدود خلاقیتها یا بهتر بگوییم پیشگامیهایی بود که اپل در سامان دادن بازار ساعتهای هوشمند انجام داد. در حالی که پیش از اپل برخی کمپانیهای رقیب در حال تولید نمونههایی از ساعتهای هوشمند مبتنی بر پلتفرمهای ناشناخته بودند، اما هیچگاه بحث از امکاناتی که باید در ساعت هوشمند باشد و یا نباشد، مطرح نبود و به رابط کاربری آنها سر و سامانی داده نشده بود.
اپل واچ یکبار برای همیشه یک تعریف صحیحی را برای این گجت ارائه کرد و دوباره الگویی برای رقبا شد. اما ایراد همیشگی اپل از گذشته تا امروز، ثابت ماندن در نقطه ابتدایی خلق یک محصول است به شکلی که در کارزار رقابت ساعتهای هوشمند، Galaxy Watch و Huawei Watch، از هر لحاظ نرم افزاری و طراحی محصول، سالها از اپل واچ جلوتر هستند.
قلم استایلوس
استیو جابز با قلم استایلوس مخالف بود زیرا معتقد بود هر انسان به صورت ذاتی از 5 قلم استایلوس در دست خود (انگشتان دست) برخوردار است و اگر به کاربر قلمی دیگر بدهیم، او را از استفاده از انگشتان خود محروم کردهایم. بنابراین تا زمان حیات او کسی جرات خلق محصولی وابسته به قلم را نداشت تا زمانی که Apple Pen به عنوان یک ابزار الحاقی به آیپد پیوست.
آیپدهای جدید اپل دیگر بعد از مرگ استیو جابز از قلم استایلوس ویژهای برخوردار بودند اما نه به عنوان یک ابزار محوری مانند گوشیهای گلکسی نوت سامسونگ بلکه به عنوان یک ابزار تخصصی برای انجام امور طراحی گرافیکی و این دیدگاه اپل، سالها بعد از رشد و ترقی رقبا رخ داد تا یک بار دیگر اپل، اولین نباشد.
جسارت حذف جک 3.5 میلیمتری هدفون
اقدام به حذف جک 3.5 میلیمتری هدفون از نسل هفتم آیفونها، جسارتی بود که اپل برای رنگ و بو بخشیدن به یک تکنولوژی قدیمی از آن استفاده کرد. شاید کاربران دهه 80 و 90 خورشیدی گوشیهای آیفون از AirPods ها به عنوان یک فناوری بی بدیل یاد کنند اما اگر کمی به گذشته رجوع کنیم، به یاد خواهیم آورد ابتدای قرن 21 بود که با پیشرفت تکنولوژی بلوتوث، گجتهایی راهی بازار شدند که کاربران گوشیهای غیر هوشمند را مجهز به ابزار تلفن کوچکی میکرد که بدون اتصال سیم از تلفن همراه، در داخل گوش، امکان شنیدن موسیقی و برقراری تماس تلفنی را فراهم میکرد که همان گجتهای بلوتوثی در زمان خود نیز لاکچری به حساب میآمدند.
قدم اول زنده کردن یک تکنولوژی قدیمی توسط اپل چندان موفق نبود و کاربران آیفون 7 را دچار سردرگمی چگونگی اتصال یک هدفون کابلی به گوشی کرد که هیچ درگاهی برای اتصال نداشت پس اپل یک تبدیل جانبی را هم جداگانه معرفی کرد تا درآمدی مضاعف را هم داشته باشد. اما دیری نپایید که AirPod به عنوان یک ریبرند با تبلیغات گسترده معرفی شد؛ محصولی که باز هم دردسر فراوانی به همراه داشت و آن، معضل ارگونومی نامناسب و امکان به سادگی گم شدن آن بود اما شاید این نیز یک سیاست برای اجبار خرید مجدد این گجت برای کاربران بود؛ سیاستی که شاید در زمان استیو جابز با آن مخالفت میشد.
iOS، یک پادشاهی رو به زوال
در دنیای تجارت، سرگرمی مصرفکنندگان، مشغول بودن به حمایت از قطبهای مورد علاقه خود است مثل رقابت همیشگی مرسدس بنز و BMW. این رقابت در دنیای تلفنهای هوشمند، خلاصه میشود به جدال پلتفرم اندروید و iOS.
اگر تاریخ روایتگر این باشد که اولین سیستم عامل اختصاصی تلفنهای هوشمند iOS باشد، بنابراین انتظارها بسیار بالاتر میرود. زیرا وقتی اولین قدم نیازمند پایداری در ایجاد فناوری است در حالی که iOS از سال 2007 تا امروز تنها چند جهش نوآورانه داشته است؛ اولین جهش مربوط به پشتیبانی گسترده از اپلیکیشنهای اختصاصی تلفنهای هوشمند و ارائه SDK توسعه دهندگان بود. جهش دوم، خلق اولین دستیار هوشمند صوتی یعنی Siri است. پس آن جهش سوم یعنی تغییر اساسی رابط کابری iOS میباشد و بعد از این جهش، سیاست اپل به یکجا نشینی تغییر میکند.
در حالی که رقیب دیرین پلتفرم موبایلهای اپل، سیستم عامل اندروید است و از او به عنوان رقیب دوم یاد میشود، اما از سال 2014 تا به امروز، این گوگل یعنی کمپانی مادر اندروید است که نوآور بوده و اپل قدمهای خود را جا پای این سیستم عامل گذاشته است. در حالی که اکوسیستم iOS همیشه با بهینگی و زیبایی اجین بوده است اما دیگر از انعطاف پذیری، عملکرد مناسب و یکپارچه در تمام دستگاهها خبری نیست.
اولین نشانههای سقوط پادشاهی iOS، در نسخه دهم آن مشاهده شد یعنی عدم مدیریت مناسب مصرف باتری، مشکلی که در هر نسخه جدید بر آن افزوده شد و هیچگاه بهبود نیافت. همانطور که دیگر هیچوقت آیپاد تولید نشد، هیچگاه به شکوه و قدرت کامپیوترهای رومیزی اپل اشاره تبلیغاتی نشد و آیپد با تمام توان خود در گوشه رینگ نگه داشته شد، دستیار هوشمند صوتی اپل نیز به فراموشی مدیران این کمپانی سپرده شد در حالی Google Assistant، روز به روز قدرتمندتر شده و بیش از پیش در اختیار کابران قرار گرفته است.
دیگر سیاست اشتباهی که بعد از مرگ استیو جابز در اپل شکل گرفت، جایگزینی تجارت بی کیفیت با تولید کالای پرفروش با کیفیت بود. در گذشته iOS به صورت یکپارچه در تمام مدلهای آیفون با یک توان یکسان عملکرد مناسبی داشت و تا زمانی که کمپانی از آن پشتیبانی رسمی انجام میداد، با تمام توان میتاخت اما سیاست جدید اپل، کاربران مدلهای زنده و مورد پشتیبانی را در هر نسخه جدید از این سیستم عامل بیش از پیش مورد بی رحمی قرار میدهد؛ با ضعف عملکرد عمدی سیستم عامل مانند کند شدن، عملکرد غیر صحیح باتری و عدم پشتیبانی امکانات جدید، کاربران مدلهای قدیمی آیفون را مجبور به خرید مدلهای گران جدید میکنند.
محصولاتی که معرفی شدند اما عرضه نشدند
سالها قبل اپل به عنوان کمپانی شناخته میشد که چه در زمینه نرم افزار و چه سخت افزار، دست نیافتنی به نظر میرسید و علت آن، پیشگام بودن در تولید و عرضه منظم بود. اما چه شد که در کنفرانس سال 2018 این کمپانی داک شارژر بیسیم اختصاصی معرفی شد اما هیچگاه عرضه نشد؟ چه دلیلی باعث شد تا اپل جدید در عرضه محصولات خود تاخیر داشته باشد؟
اپل برای گسترش محصولات نوآورانه خود، طی دو خرید تاریخی مهم، سعی در برداشتن قدمهای بزرگی داشت؛ اولین قدم خرید Beats بود و بعد از آن خرید سرویس تشخیص موسیقی Shazam. این دو خرید مهم اپل در راستای سیاست های موسیقایی اپل بود که از زمان استیو جابز بنا شده بود اما برند Beats دیگر هیچگاه به محبوبیت سابق خود باز نگشت و Shazam نیز با تاخیر دو ساله به سبد محصولات اپل اضافه شد. تاخیرهایی که باعث از بین رفتن هیجان میشود.
و در انتها
اپل همچنان یک رقیب مهم برای گوگل و مایکروسافت است اما با یک تغییر مهم و آن عدم پیشگام بودن است. اپل یک کمپانی با مدیران پیر است و همین موضوع باعث برداشتن قدمهای بدون ریسک و محتاطانه میشود. اپل منتظر میماند تا نتیجه عملکرد یک محصول را در بازار رقبا بسنجد و زمانی که دیگر آن محصول تازگی نداشت، آن را از سمت خود با کمی تغییر معرفی میکند.
همچنین اپل به یک سندرم دچار است و آن، عدم استمرار در پیشرفت یک نوآوری اختصاصی است؛ به این معنا که اگر یک محصول مانند اپل واچ یا ایرپاد را تا حدودی برای اولین بار از سمت خود معرفی کند، تا سالهای سال بی هیچ تغییری و با کمترین ریسک، مدلهای جدید را در قالب همان مدل اولیه طراحی و عرضه میکند در حالی که رقبا در هر دوره با زیباتر و پیشرفتهتر کردن محصول خود، بی رحمانه میتازند.
در اپل دیگر اصالت محصول یک دروغ است. از زیبایی و پایبندی به یک زبان طراحی مینیمال خبری نیست و عامل آن، کم رنگ شدن نقش یادگار استیو جابز یعنی جانی آیو بود و همین علت باعث شد تا او از اپل جدا شود. کاربران و فنهای اپل هنوز منتظر معرفی یک آیفون با زبان طراحی IPHONE 5S هستند و این یعنی تاثیر یک طراحی اصیل!
در سراسر جهان هنوز طرفداران اپل، این کمپانی را با تصویر دیروز میشناسند و همین موضوع، اپل را به یک حباب تبدیل کرده است که فقط ظاهر پیشرفته بودن را حمل میکند.
منبع: اختصاصی آی تی ورا